معجون کاپوچینو

حسرت حسرت تلخ.تلخ تر از چای بدون قند خانه پدری...وداغ داغتر از زخم دستانش
قدمهایی که بر می داشت
صندلی های خالی..میز دو نفره
و دردو انبوه روشنفکران پوشالی با چشم های کدر
امشب مهمان است به یک فنجان کاپوچینو به سبک مردانه-مردانه از تبار اسکناس های تا نخورده
اسکناس هایی با بوی عطر
فنجان گم شده زیر خروارها کف...کف کاهی...کف کاپوچینو تلخ میزند
دستانش را دور فنجان حلقه می زتد
...
چه سکوت بی پایانی حاکم است
نگاه نگاه ونگاه به سنگینی نگاه مسجد نشینشان سر سفره عقد
امشب مهمان است به یک فنجان کاپوچینو
به تقلید کف های کاهی را می بلعد-دهانش گس می شود
واین بار دستانی دور کمرش حلقه می زند
گرم گرمتر از فنجان
دستانی به لطافت دستان دختر همسایه در هماغوشی های ممنوع بعد از بلوغ
چه نرمی دل انگیزی به بازوانش تکیه کرده و حریصانه زنانگی اش را می طلبد
به خواب فاحشه گی فرو رفت و غلتید ورقصید و
بیداری
صدای اذان می اید
خدا اواز اشتی سر داده وقت رفتن است
اسکناس های تا نخورده ودری که پشت سرش بسته شد
فردا مهمان است به یک فنجان کاپوچینو
کف های بی مزه را سخاوتمندانه می بلعد
اسکناس های تا نخورده کنار فنجان
وتمام شد
کاپوچینو مزه دلم به هم خوردگی حاملگی می دهد

دختری کاغذی

دختری با چشمهای کاغذی...به رنگ کاغذهای چک نویس
با لبخندی محوتر از خطوط نقاشی کودکانه
با دستهایی به کلمات گره خورده
بااغوشی به وسعت خطوط کاغذهای امتحانی
من دختری کاغذی.با کلمات کاغذی..با عشقهای کاغذی
هماغوشی های باطل کاغذی
اشکهای کاغذی
دختری کاغذی ..کاغذهایی که سفید نیستند..کاهی به رنگ غم
کاغذهایی به رنگ صفحه تسلست روزنامه
به رنگ صفحه طلاق شناسنامه پدر
به رنگ شاعرانه های روزمرگی
دختری کاغذی ام با کلمات کاغذی
کلمات رمان های عاشقانه که ادمیان انگار می کنند از بر کرده ام برای لحظات ..بکر هماغوشی ام
 باهویتی بر گرفته از نطفه ای نا خواسته با عشقی در بستر به  خواب پیوند خورده دختری کاغذی ام با پاهای کاغذی که هرز قدم بر می داشت
با کودکی به کسالت جمعه های پاییزی
دختری کاغذی ام چه تلخ حقیقتی را گفتی
چه تلخ به یادم اوردی بی هویتی دردناک را
دردناک مثل خون که از دستانم می چکد
چه خیسی مطبوعی
هدیه به تو که به یادم اوردی
من دختری روی کاغذ